عرض سلام به ایرانیان با شرفی که حق را می جویند و می کوشند جور و ستم از میهنمان بر چیده شود
پس از نامه ای که اخیرا در سایت جرس، جنبشسبز، از من خطاب به فرهیختگان ایران به چاپ رسید، افرادی جواب هائی ارسال داشتند. أکثر با جریان حق طلبی مردم ایران همدردی نموده و خواهان آن بودند که زندانیان همگی آزاد شوند، شکنجه و تجاوز و کشتار مردم مظلوم پایان گیرد، و خشونت حکومتی تبدیل به مهرورزی گردد. أما برخی به بنده تهمت این را زدند که اطلاعاتم غلط است، و آنچه در ایران می گذرد مسأله ای است جزئی، بین دو گروه، و أبدا هم به دولت ربطی ندارد. إضافه بر این که چنین گفتارهائی به دور از عقل است دیده ایم، شنیده ایم و تحلیل کرده ایم و ما أهل عقلیم و عقل را از أرکان مسلم تشیع و ایمانمان می دانیم، در خود گزارش های حکومتی،از سپاه علی الخصوص، به مسألهٔ شکنجه و قتل بی رحمانه در زندان اشاره شده است. و بنده از اینکه افرادی را که به حقیقت جوئی و راست گوئی می شناختم به دروغ خود را آغشته اند سخت افسره شدم، و أفسوس می خورم که برخی از متفکران عقل را أصلا به کنار زده اند و وجدان خود را نادیده. مگر امکان دارد با اندیشه و فلسفه و علم کلام و فقه اجتهادی سرو کار داشت و اندیشیدن را جزو واجبات هستی دانست و وجدان را به دست باد مقام حکومتی از میان بر داشت؟
هیهات، مگر ذلت برای أهل علم و آنهائی که راستی را می دانند غیر از این تواند بود.خیر. به هر روی، رخدادهای اخیر باز مرا شدیدا به درد آورده و وباره می گویم، بس کنید این کشتارها را، درب دروغ را ببندید. خواهر زادهٔ شخص محترم و منتخت مردم ایران ر امی کشند و با وقاحت تمام می گویند خود ایشان بود. مردم بی گناهی را که به عدالت خواهی آمده اند، و در عزای سالار شهیدان دسته دسته در خیابانند، می زنند، و بعد می گویند عزای حسینی را با سیاست تؤام نکنید. مگر قیام کربلا چیز دیگریست، مگر حق طلبی و شهادت در راه به هم زدن بارگاه جباران و جائران همان راه حسین نیست. بس کنید، دکان تزویر و ریا و تظاهر و دروغ راببندید. به ایرانیانی که خواستشان همان راستی است می گویند “بزغاله و گوساله” هیهات من الذلة که چنین می شنوم. مگر سنت را نمی دانید که چنین ناروا می گوئید. و باز شنیده ام که برخی را “محارب” خوانده اند. مگر نمی دانید شرایط چنین ادعائی را، چه گونه به یک تعداد مسلمان حق طلب “محارب” می گوئید، یقینا پس از سنت و از أصول و از عقل بی اطلاعید. گفته شده که در روز عاشورا مردم “حرمت شکنی” کرده اند، آنهائی که مردم را با چماق و خنجر و زنجیر و گاز اشک آور زده اند، آنها حرمت شکنی کرده اند، نه کس دیگری. من در عجبم که چگونه در ماه محرم الحرام به روی مردم شمشیر کشیده اید، مگر نمی دانید بسیاری حدیث حسن را، با اسناد کامل، که در این ماه تنها حرامیان شمشیر می کشند، و مگر از اخبار متواتر بی اطلاعید که آزار مردمان، حتی مجرمان، در این روزهای سوگواری حرام است. تفو! افرادی را به دانشگاه های ایران فرستاده اید وبا چاقو گردن دانشجو را بریده اند، هیهات من الذلة. مگر نمی دانید حرمت علم را و مقام والای دانشجو را که چنین جنایاتی را روا می دارید، یک نکته هم به زبان نمی آرید، تفو
به کجا خزیده اید، به کدام سوراخ، و با چه وسیله ای بر خرد حجاب ظلمت افکنده اید. تمام این حرمت شکنی ها را دیده ایم، همگان اکنون دگر می دانند که در زندان ها شکنجه جریان دارد، در حالی که در أصل ۳۸ قانون اساسی هر گونه موردی از آن نفی شده، و همگان میزان خشونت حکومتیان را دیده ایم، مرم بی گناه را با ماشین پلیس زیر گرفته و می گویند ساختگی بود، زنان و مردان را با چوب و چماق و چه بسا تیر و تفنگ میزنند و میگویند خود زنی بود. خجالت بکشید. بس کنید این دریدن حریم حرمت رحمت و رحمانیت را. به وجدان خود بنگرید، آنرا از میان سیاهی این همه حرمت شکنی نجات دهید، و خوب بنگرید. ما أهل داد و مهربانی هستیم، ستم را در هم کوبید. و اکنون به جای این که به درد این ملت ستم دیده برسید باز با بوغ و کرنا خط و نشان می کشید. بس کنید، این بساط ستم را بر چینید
به ایرانیان با شرفی که حق را می جویند
عرض سلام به ایرانیان با شرفی که حق را می جویند و می کوشند جور و ستم از میهنمان بر چیده شود
پس از نامه ای که اخیرا در سایت جرس، جنبشسبز، از من خطاب به فرهیختگان ایران به چاپ رسید، افرادی جواب هائی ارسال داشتند. أکثر با جریان حق طلبی مردم ایران همدردی نموده و خواهان آن بودند که زندانیان همگی آزاد شوند، شکنجه و تجاوز و کشتار مردم مظلوم پایان گیرد، و خشونت حکومتی تبدیل به مهرورزی گردد. أما برخی به بنده تهمت این را زدند که اطلاعاتم غلط است، و آنچه در ایران می گذرد مسأله ای است جزئی، بین دو گروه، و أبدا هم به دولت ربطی ندارد. إضافه بر این که چنین گفتارهائی به دور از عقل است دیده ایم، شنیده ایم و تحلیل کرده ایم و ما أهل عقلیم و عقل را از أرکان مسلم تشیع و ایمانمان می دانیم، در خود گزارش های حکومتی،از سپاه علی الخصوص، به مسألهٔ شکنجه و قتل بی رحمانه در زندان اشاره شده است. و بنده از اینکه افرادی را که به حقیقت جوئی و راست گوئی می شناختم به دروغ خود را آغشته اند سخت افسره شدم، و أفسوس می خورم که برخی از متفکران عقل را أصلا به کنار زده اند و وجدان خود را نادیده. مگر امکان دارد با اندیشه و فلسفه و علم کلام و فقه اجتهادی سرو کار داشت و اندیشیدن را جزو واجبات هستی دانست و وجدان را به دست باد مقام حکومتی از میان بر داشت؟
هیهات، مگر ذلت برای أهل علم و آنهائی که راستی را می دانند غیر از این تواند بود.خیر. به هر روی، رخدادهای اخیر باز مرا شدیدا به درد آورده و وباره می گویم، بس کنید این کشتارها را، درب دروغ را ببندید. خواهر زادهٔ شخص محترم و منتخت مردم ایران ر امی کشند و با وقاحت تمام می گویند خود ایشان بود. مردم بی گناهی را که به عدالت خواهی آمده اند، و در عزای سالار شهیدان دسته دسته در خیابانند، می زنند، و بعد می گویند عزای حسینی را با سیاست تؤام نکنید. مگر قیام کربلا چیز دیگریست، مگر حق طلبی و شهادت در راه به هم زدن بارگاه جباران و جائران همان راه حسین نیست. بس کنید، دکان تزویر و ریا و تظاهر و دروغ راببندید. به ایرانیانی که خواستشان همان راستی است می گویند “بزغاله و گوساله” هیهات من الذلة که چنین می شنوم. مگر سنت را نمی دانید که چنین ناروا می گوئید. و باز شنیده ام که برخی را “محارب” خوانده اند. مگر نمی دانید شرایط چنین ادعائی را، چه گونه به یک تعداد مسلمان حق طلب “محارب” می گوئید، یقینا پس از سنت و از أصول و از عقل بی اطلاعید. گفته شده که در روز عاشورا مردم “حرمت شکنی” کرده اند، آنهائی که مردم را با چماق و خنجر و زنجیر و گاز اشک آور زده اند، آنها حرمت شکنی کرده اند، نه کس دیگری. من در عجبم که چگونه در ماه محرم الحرام به روی مردم شمشیر کشیده اید، مگر نمی دانید بسیاری حدیث حسن را، با اسناد کامل، که در این ماه تنها حرامیان شمشیر می کشند، و مگر از اخبار متواتر بی اطلاعید که آزار مردمان، حتی مجرمان، در این روزهای سوگواری حرام است. تفو! افرادی را به دانشگاه های ایران فرستاده اید وبا چاقو گردن دانشجو را بریده اند، هیهات من الذلة. مگر نمی دانید حرمت علم را و مقام والای دانشجو را که چنین جنایاتی را روا می دارید، یک نکته هم به زبان نمی آرید، تفو
به کجا خزیده اید، به کدام سوراخ، و با چه وسیله ای بر خرد حجاب ظلمت افکنده اید. تمام این حرمت شکنی ها را دیده ایم، همگان اکنون دگر می دانند که در زندان ها شکنجه جریان دارد، در حالی که در أصل ۳۸ قانون اساسی هر گونه موردی از آن نفی شده، و همگان میزان خشونت حکومتیان را دیده ایم، مرم بی گناه را با ماشین پلیس زیر گرفته و می گویند ساختگی بود، زنان و مردان را با چوب و چماق و چه بسا تیر و تفنگ میزنند و میگویند خود زنی بود. خجالت بکشید. بس کنید این دریدن حریم حرمت رحمت و رحمانیت را. به وجدان خود بنگرید، آنرا از میان سیاهی این همه حرمت شکنی نجات دهید، و خوب بنگرید. ما أهل داد و مهربانی هستیم، ستم را در هم کوبید. و اکنون به جای این که به درد این ملت ستم دیده برسید باز با بوغ و کرنا خط و نشان می کشید. بس کنید، این بساط ستم را بر چینید
Mar
21
2010